جم فایل خبرخوان

نوشته هایی با برچسب "داستانهای خواندنی"

داستان جالب «خوک و گاو»

داستان جالب «خوک و گاو»

داستان جالب «خوک و گاو»   مرد ثروتمندی به کشیشی می گوید:نمی دانم چرا مردم مرا خسیس می پندارند.کشیش گفت:بگذار حکایت کوتاهی از یک گاو و یک خوک برایت نقل کنم.خوک به گاو گفت: مردم از طبیعت آرام و چشمان حزن انگیز تو به نیکی...

خاطرات زمستان را به بهار نیاور

خاطرات زمستان را به بهار نیاور

داستان های شیوانا   برفها آب شده بودند و دیگر خبری از سرمای زمستان نبود. فصل یخبندان تمام شده بود و کم کم اهالی دهکده شیوانا می توانستند از خانه هایشان بیرون بیایند و در مزارع به کشت وزرع بپردازند. همه از گرمای...

پیرمردی در بیمارستان به انتظار پسر سربازش

پیرمردی در بیمارستان به انتظار پسر سربازش

داستانهای آموزنده     پرستار بیمارستان، مردی با یونیفرم ارتشی با ظاهری خسته و مضطرب را بالای سر بیماری آورد و به پیرمردی که روی تخت دراز کشیده بود گفت: «آقا پسر شما اینجاست.» پرستار مجبور شد چند بار حرفش را تکرار...

اکسیژن خیالی!

اکسیژن خیالی!

داستانهای آموزنده    مردی شبی را در خانه ای روستایی می گذراند...؛پنجره های اتاق باز نمی شد.نیمه شب احساس خفگی کرد و در تاریکی به سوی پنجره رفت اما نمی توانست آن را باز کند.با مشت به شیشه پنجره کوبید، هجوم هوای تازه...

داستان زیبای توبه ی مرد جوان

داستان زیبای توبه ی مرد جوان

داستان زیبای توبه ی مرد جوان   در میان یاران پیامبراکرم صلی الله علیه واله جوانی بود که در میان مردم به حسن ظاهر شهرت داشت و کسی احتمال گناه در باره‌اش نمی‌داد. روزها در مسجد و بازار، همراه مسلمانان بود، ولی شب‌ها...

حکایت آموزنده «غرور بی جا»

حکایت آموزنده «غرور بی جا»

حکایت جالب «غرور بی جا»   یک روز گرم شاخه ای مغرورانه و با تمام قدرت خودش را تکاند به دنبال آن برگهای ضعیف جدا شدند و آرام بر روی زمین افتادند شاخه چندین بار این کار را با غرور خاصی تکرار کرد تا این که تمام برگها جدا...

داستان آموزنده «مشکل چاه آب روستا»

داستان آموزنده «مشکل چاه آب روستا»

داستان آموزنده «مشکل چاه آب روستا»   در زمان‌های دور، روستایی بود که فقط یک چاه آب آشامیدنی داشت. یک روز سگی به داخل چاه افتاد و مرد. آب چاه دیگر غیر قابل استفاده بود. روستاییان نگران شدند و پیش مرد خردمندی رفتند تا...

داستان آموزنده «مدیر مدرسه»

داستان آموزنده «مدیر مدرسه»

داستان های آموزنده    مدیر مدرسه ای در کلکته هندوستان، این نامه را  چند هفته قبل از شروع امتحانات برای والدین دانش آموزان فرستاده است: والدین عزیز امتحانات فرزندان شما به زودی آغاز می شود. من می دانم شما چقدر...

پیر شی نوبتی نشی

پیر شی نوبتی نشی

داستان پیر شی نوبتی نشی   یه روز داخل مترو صندلیم رو به یک پیرمرد نورانی دادم. در حقم دعا کرد و گفت: «جوان دعا می‌کنم پیر شی اما هیچ وقت نوبتی نشی.» سوال کردم: «حاجی نوبتی دیگه چیه؟» گفت: «فردا که از کار افتاده شدی و...

داستان جالب «زندانی بدون دیوار»

داستان جالب «زندانی بدون دیوار»

داستانهای کوتاه و آموزنده بعد از جنگ آمریکا با کره، ژنرال ویلیام مایر که بعدها به سمت روانکاو ارشد ارتش آمریکا منصوب شد، یکی از پیچیده ترین موارد تاریخ جنگ در جهان را مورد مطالعه قرار میداد.حدود هزار نفر از نظامیان...